Wordpress Themes

بررسی دیدگاه های بعضی از شما!

بعضی اوقات آدم چیزایی رو میبینه که قبول کردنش براش سخته…! مثلا توی همین وبسایت بطور متوسط از هر ۹۲۰ نفر بازدید کننده فقط یکنفر نظر میده! ولی جالبتر اینجاست خیلی از نظر دهندگان یا جایی نظر میدهند که تاریخ مصرفش خیلی وقته گذشته و یا در ادامه نظرات نظر خودشونو میدهند!

بطور مثال چند ماه پیش مطلبی داشتم با عنوان هک شدن ایرانسل توسط یک جوان بوکانی که اصل مطلب در مورد این است که یک جوان بوکانی توانسته از خط ایرانسل مجانی استفاده کند، حالا برید ببینید نظرات چطوری بوده! اکثرا درخواست کردند که این روش رو براشون SMS کنم! من حتی نمیدونم این جوان چطوری این کار را انجام داده و هیچجایی هم اعلام نشده و تازه این باگ برطرف شده، این باگ درست همان زمانی که کد *۱۴۰* تبدیل به *۱۴۱* شد عوض شد! ولی هفته ای چند تا نظر در این رابطه داده میشه!

جالبتر اینجاست که این سایت حدود شش ماه پیش جزو اولین سایتهایی بود که از رفتن گلشیفته فراهانی به هالیوود خبر داد، ولی به دلیل زیاده روی سایتها و وبلاگهای فارسی در انتشار عکسها و اخبار این بازیگر تصمیم گرفتم دیگه مطلبی ازش توی سایتم نذارم اما مطالب قبلی با عنوانهای گلشیفته فراهانی در یک فیلم خارجی و گلشیفته فراهانی ممنوع خروج شد هنوز نظرات جالب خودشونو دارند که پیشنهاد میکنم بخونید! همینطور عکسهایی از گلشیفته فراهانی در فیلم BODY OF LIES به همراه لئوناردو دی کاپریو و نیز جدیدترین عکس گلشیفته فراهانی از این قائده مستثنی نیستند!

اما فعلا رکورد نظرات برای مطلب “بیوگرافی نفیسه روشن” هستش که اکثرا هم تعریف کرده اند.

البته نظراتی هم داشتیم که بدلایل مختلفی اتوماتیک حذف شده اند، مانند توهین به افراد و یا توهین به مذهب همچنین فحاشی گری و یا مطالب سیاسی و غیره که سیستم هوشمند سایت کلمات کلیدی نظرات را بررسی کرده و اینگونه نظرات را مستقیما حذف مینماید…

دسته بندی مطالب سایت به این صورت است: اجتماعی، اینترنت، تاریخچه، ترفند، تکنولوژی، تلفن همراه، حکایت و طنز، خودرو، سخت افزار، سینما، فروشگاه اینترنتی، فوتبال، مذهبی، موسیقی، ورزش، کامپیوتر و گزارش تصویری

این سایت بدون مطالب سیاسی بوده و برداشت آزادی از مطالب روز و اجتماعی ، فرهنگی ، هنری ، فناوری اطلاعات و غیره دارد. امیدوارم بتونم همیشه مطالب مفید و به روزی را در سایت برای شما دوستان عزیز قرار بدهم… با تشکر

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

قضاوت مردم در مورد پولدارها و پول ندارها

اگر لباس تنگ و چروک و بیریخت بپوشن:
در مورد پولداره : ایول عجب لباسی معلوم نیست از کجا خریده …. اصل مارک داره …. فکر کنم خودش از خارج خریده!
در مورد بی پوله : عجب لباس جیغی …. احتمالا” بهش صدقه دادن شایدم دست دوم خریده…!

اگر مد خفن مدل هچل هفتی بزنن:
در مورد پولداره : اوه ببین چه تیپی زده … از سیخای سرش معلومه ژلش ایستوریای اصل ایتالیاست … فکر کنم تیریپی که زده همین دیروز انریکو زده … اونجا هر چی شلوارت پاره تر باشه محبوبیت بیشتره ..
در مورد بی پوله : اه چه شپل … فکر کنم با صابون دست و صورت سرش میشوره که انقدر سیخ واستاده … تو خونشونم که سوزن نخ پیدا نمیشه یک کوک به این پاره پوره ایاش بزنه …!

اگر تند تند غذا بخوره:
در مورد پولداره : ببین چقدر گرفتاره که مجبوره انقدر تند غذا بخوره یا هواپیماش داره میپره یا جلسه مهمی داره
بی پوله : اوووووو انگار از قحطی فرار کرده…!

اگر آروم و کم غذا بخوره :
پولداره : احتمالا” این غذا تو رژیم غذاییش نیست و باید آهسته بخوره که معدش نفهمه !!!!!!
بی پوله : اینو ببین فکر کنم تا حالا همچین غذایی ندیده بلد نیست بخوره …

اگر با جنس مخالف صحبت کنه :
پولداره : عجب روابط عمومی بالایی … مرسی فرهنگ …. دختر و پسر براش یکیه …. آی اینطوری حال میکنم ……
بی پوله : این سیرابی رو ببین .. چه ذوقی میکنه طرف بهش پا داده … بفرما لاس … ندیده دیگه .. بپا نخوریش

اگر درس بخونه :
پولداره : احسنت به این تدبیر و اندیشه …. این تو ایران نمیمونه ….. مطمئنم تو لیست فرار مغزهاست
بی پوله : خر خونیم اندازه داره دیگه …. انقدر میخونی آخرش چی ؟!! بپا عینکت نیفته …

اگر درس نخونه :
پولداره : پول داره درس میخواد چیکار …. درس برا بچه بی پولا و بیکاراست
بی پوله :بد بخت نون نخورده نمیتونه درس بخونه

در مورد خانوما >>> از نوع محجبه و چه بسا چادری
پولداره : آفرین به این تربیت صحیح … معلومه خالصانه مسلمونه … این دختر نیست فرشتست که تو این جامعه خراب خودشو اینطوری میپوشونه
بی پوله : اوهوک …. چقد امل … کی به تو نگاه میکنه حالا ؟!؟!؟

درمورد پسرهای جوون ››› مدل ابرو قشنگ و زیر ابرو گوگول
پولداره : بابا مایکل جکسون … لئوناردو …. گاتوسو … برم زیر ابروهای شیطونیتو
بی پوله : مرتیکه خجالت نمیکشه …. آرایش میکنی ؟! این روزا دیگه دختر پسرا از هم تشخیص داده نمیشوند … وانگهی چی شده داداشمون …..

ازدواج :
پولداره : یکی دو تا کمه ….. من جای این بودم اصلا” ازدواج نمیکردم … این همه حور و پری دور و برش – بیخیال ازدواج ….. تیر تپرش
بی پوله : آخی حیوونی تا دیروز عنکبوت تو جیبش یکی بود حالا دو تا شد ( ضرب المثلی شد برا خودش !!

پیاده روی :
پولداره : زنده باد سلامتی و تناسب اندام …. هیچ چیزی از ورزش و مخصوصا” پیاده روی برای تندرستی انسان بهتر نیست حتی میگن اشتها رو هم زیاد میکنه .
بی پوله : کفشاشم مالی نیست که حالا بگیم پیاده بره … قربونش برم که همیشه بلیت خط ۱۱ رو داره .

تعویض ماشین :
پولداره : بابا تنوع …. آخرین مدل … سنت اگزوپری … پارکینگ دیگه جا نداره
بی پوله : دبیا … تا دیروز دنبال الاغ پدر بزرگش میدوید حالا واسه ما ماشین خریده

تعویض کار :
پول داره : شکمه پره … چه این بشقاب چه اون بشقاب ……. پول تولید میکنه دیگه چه این کار چه اون کار … میباره براش
بی پوله : فقط مونده بود این به یه جایی برسه … از فردا جواب سلام ما رو هم نمیده

رانندگی :
پولداره : فکر کنم عادت به رانندگی نداره آخه همیشه راننده داشتن اما استیل فرمون گرفتنشو داشته باش … انصافا” شوماخرم اینطوری فرمون نمیگیره
بی پوله : عمو جون ترمز اون وسطیست … الاغا رو کجا بستی ؟! گوسفندا رو چه کردی ؟!!

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

اثباتی ساده برای مرد آرایشگر!

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند.

وقتی به موضوع “خدا ” رسیدند. آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد!

مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟!

آرایشگر جواب داد: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود می داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشد. نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد.

مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد، چون نمی خواست جر و بحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده. ظاهرش کثیف و ژولیده بود.

مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: می دانی چیست، به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند. آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، من آرایشگرم. من همین الان موهای تو را کوتاه کردم.

مشتری با اعتراض گفت: نه! آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش بلند و اصلاح نکرده پیدا نمی شد.

آرایشگر جواب داد: نه بابا، آرایشگرها وجود دارند! موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.

مشتری تائید کرد: دقیقاً ! نکته همین است. خدا هم وجود دارد ! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

راستی ! چرا یافتن خدا برای خیلی از ماها اینقدر دشوار است ؟

شاید جواب این سوال در این جمله باشد که: زیرا ما بدنبال چیزی هستیم که هرگز آنرا گم نکرده ایم

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

آیا شما ایرانیها میدانید که…؟

۱٫ آیا میدانید : اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰ سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.

۲٫ آیا میدانید : کمبوجبه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.

۳٫ آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت.

۴٫ آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس ۳ سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۸۰ سال به طول انجامید.

۵٫ آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده ۲۵ هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن – کره – عسل و پنیر میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند.

۶٫ آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است.

۷٫ آیا میدانید : تقویم کنونی ( ماه ۳۰ روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی “دنی تون” بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای ۵ عید مذهبی و ۳۱ روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است.

۸٫ آیا میدانید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند.

۹٫ آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه – وزارت آب – سازمان املاک -سازمان اطلاعات – سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد.

۱۰٫ آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد.

۱۱٫ آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد.

۱۲٫ آیا میدانید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد.

۱۳٫ آیا میدانید : در طول سلطنت داریوش کبیر ۲۴۲ حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با ۲۴۲ مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند.

۱۴٫ آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد.

۱۵٫ آیا میدانید : داریوش کبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت.

۱۶٫ آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان ۵۱۸ – ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد.

۱۷٫ آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد.

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

حکایت مرد روستایی و کدخدا!

روستایی فقیری که از تنگدستی و سختی معیشت جانش به لب رسیده بود، نزد کدخدا ده رفت و گفت: کتخدا، فشار زندگی آنقدر مرا در تنگنا قرار داده که به فکر خودکشی افتاده ام. از روی زن و بچه هایم خجالت می کشم، زیرا حتی قادر به تامین نان خالی برای آنان نیستم. با زن، شش فرزند قد و نیم قد، مادر و خواهرم در یک اتاق کوچک مخروبه زندگی می کنیم، که با هر نم باران آب به داخل آن چکه می کند. این اتاق آنقدر کوچک است که شب وقتی چسبیده به هم در آن می خوابیم، پای یکی دو نفرمان از درگاه بیرون می ماند. دیگر ادامه این وضع برایم قابل تحمل نیست…!

کدخدا پرسید: از مال دنیا چه داری؟

روستایی گفت: همه دار و ندارم یک گاو، یک خر، دو بز، سه گوسفند، چهار مرغ و یک خروس است.

کدخدا گفت: من به یک شرط به تو کمک می کنم و آن این است که قول بدهی هرچه گفتم انجام بدهی.

روستایی که چاره ای نداشت، ناگزیر شرط را پذیرفت و قول داد.

کدخدا گفت: امشب وقتی خواستید بخوابید باید گاو را هم به داخل اتاق ببری.

روستایی برآشفت که: کتخدا، من به تو گفتم که اتاق آنقدر کوچک است که حتی من و خانواده ام نیز در آن جا نمی گیریم. تو چگونه می خواهی که گاو را هم به اتاق ببرم؟!

کدخدا گفت: فراموش نکن که قول داده ای هر چه گفتم انجام دهی وگرنه نباید از من انتظار کمک داشته باشی.

صبح روز بعد، روستایی پریشان و نزار نزد کدخدا رفت و گفت: دیشب هیچ یک از ما نتوانستیم بخوابیم. سر و صدا و لگداندازی گاو خواب را به چشم همه ما حرام کرد.

کدخدا یکبار دیگر قول روستایی را به او یادآوری کرد و گفت: امشب علاوه بر گاو، باید خر را نیز به داخل اتاق ببری.

چند روز به این ترتیب گذشت و هر بار که روستایی برای شکایت از وضع خود نزد کدخدا می رفت، او دستور می داد که یکی دیگر از حیوانات را نیز به داخل اتاق ببرد تا این که همه حیوانات هم خانه روستایی و خانواده اش شدند! روز آخر روستایی با چشمانی گود افتاده، سراپای زخمی و لباس پاره نزد کدخدا رفت و گفت که واقعا ادامه این وضع برایش امکان پذیر نیست!

کدخدا دستی به ریش خود کشید و گفت: دوره سختی ها به پایان رسیده و به زودی گشایشی که می خواستی حاصل خواهد شد. پس از آن به روستایی گفت که شب گاو را از اتاق بیرون بگذارد!

ماجرا در جهت معکوس تکرار شد و هر روز که روستایی نزد کدخدا می رفت، این یک به او می گفت که یکی دیگر از حیوانات را از اتاق خارج کند تا این که آخرین حیوان، خروس نیز بیرون گذاشته شد.

روز بعد وقتی روستایی نزد کدخدا رفت، کدخدا از وضع او سئوال کرد و روستایی گفت: خدا عمرت را دراز کند کتخدا، پس از مدتها، دیشب خواب راحتی کردیم. به راستی نمی دانم به چه زبانی از شما تشکر کنم، “  آه که چه راحت شدیم”

نمیدونم منظور این حکایت رو فهمیدید یا نه؟! همیشه به اون چیزی که داری و هستی راضی باش…

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

داستان پیرمرد و زمین کشاورزی

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.

تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد:

پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی
دوستدار تو پدر

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد:

پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام!

۴ صبح فردا ۱۲ نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند!

پیرمرد تعجب کرده (بهت زده ) نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟

پسرش پاسخ داد :

پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم…!

هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید، مانع ذهن است . نه اینکه شما یا یک فرد کجا هستید.

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

تست شایستگی شما!

آزمونی بسیار جالب برای تشخیص شایستگی شما در مورد مدیریت!

کوئیز زیر از چهار سؤال تشکیل شده که به شما خواهد گفت آیا برای این که یک مدیر حرفه‌ای باشید، شایستگی لازم را دارید یا نه؟

سؤال‌ها مشکل نیستند، در مورد هر سؤال اول سعی کنید خودتان پاسخ بدهید و بعد پاسخ را بخوانید تا ببینید درست جواب داده‌اید یا خیر:

۱- از شما خواسته شده یک زرافه را در یخچال قرار دهید. چطور این کار را انجام می‌دهید؟
ادامه مطلب را بخوانید »

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

نمازتو خوندی؟

- بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

- خدایا !خسته ام!نمی توانم!

- بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

- خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.

- بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان.

- خدایا سه رکعت زیاد است!

- بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان.

- خدایا !امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟!

- بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله!

- خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

- بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله!

- خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم!

- بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم!

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد…!!!

- ملائکه ی من! ببینید من انقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است!

- چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است.

… امشب با من حرف نزده…

- خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید!

- ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست…

- پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!

… اذان صبح را می گویند…

- هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود.

… خورشید از مشرق سر بر می آورد…

- خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

- او جز من کسی را ندارد… شاید توبه کرد…!

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

بعضی ها اصلا در زمینه گیم استعداد ندارند!

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

وقتی الکی پررو بازی در میاری!

یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار!

مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟

کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی! چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار!

مهموندار میگه : چرا این کارو کردی؟

کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی !

بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره، خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه …

مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن قهوه رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟

خرسه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!

اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که بندازنش بیرون خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه!!!

کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه مجبوری پررو بازی دربیاری!!!

نتیجه گیری: پررو بازی در نیارید!

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin