Wordpress Themes

چند کلام حرف حساب با آقای مایلی کهن

برای آقای مایلی کهن بسیار متاسفم… ایشون الان سر مربی تیم یک ملت هستند و نباید رو در روی نیمی از فوتبالدوستان همین ملت بایستند و آنها را متهم نمایند!

در مصاحبه های مایلی کهن در بخشی از صحبتهایشان این مسائل مطرح شده است:

۱- درود به شرف طرفداران لیورپول
- منظور آقای مایلی کهن چیست؟ این حرف یعنی چی؟ یعنی شرف انگلیسی هایی که در به آشوب کشیدن شهرشون سابقه و ید طولانی دارند از شرف هواداران استقلال (و ایرانی) بیشتر است؟ یعنی قبول ندارید که ایرانینان فرهنگ و تمدن و شرافت دیرینه ای دارند؟ انقدر این حرفتان واضح بود که لزومی به غیره مستقیم صحبت کردنتان نبود. برای خودم متاسفم که شما نیز خودتان را مثل من ایرانی می دانید.

۲- پارسال هم قهرمانی اسقلال عجیب بود / بعید نیست استقلال چند سال پیش تبانی کرده باشد!
- یعنی چی؟ یعنی استقلال تبانی کرده؟ شما خودت چی؟ چرا در سه بازی قبلی تان ۷ تا از بازیکنهای اصلی تیمتات را روی نیمکت نشاندی؟ اونهم بازی هایی که می توانستند تیمهای سقوط کننده به لیگ یک را مشخص کنند؟ چرا تیمتان در مقابل تیمهای دیگه سرشونو جلو توپ نمیذاشتند؟ من نمیگم چرا روبروی استقلال همیشه با تمام قدرت بازی میکنید، میگویم چرا همیشه تیمتان اینجوری نیست؟ چرا برای امتیاز گرفتن از تیمهای دیگر پاداشهای اینچنینی برای بازیکنانتان در نظر نمی گیرید؟

۳- تیم قلعه نویی سیستم ندارد!
- خیلی جالبه! تیمهای شما سیستم دارند مثلا دو سال پیش همین تیم فولاد با سیستم شما به لیگ دسته یک رفت در صورتی که سال قبلش با مربیگری بوناچیچ قهرمان لیگ برتر شده بود! و یا تیم سایپا که چند سال پیش خودتان به قعر جدول فرستادینش و یا مقدماتی جام جهانی ۹۸ که در آستانه حذف از ورود به جام جهانی قرار گرفتیم و شانس آوردیم که فدراسیون فوتبال سریعا جانشینی برای شما پیدا نمودند. البته نمیدانم شما چطور به قلعه نویی می گویید سیستم ندارد در صورتی که اگر دو یا سه بازی از استقلال را امسال دیده باشید می دیدید که استقلال بازی سازی را به زیبایی از دفاع آغاز می کرد ، از عمق نفوذ می کرد ، از جناح چپ نفوذ می کرد و بعضا توپ به روی دروازه ارسال می کرد و هم از جناح راست نفوذ می کرد و بیشتر از همه هم از جناح راست توپهای بیشتری بر روی دروازه های حریفان می ریخت، غیره، سیستم استقلال شناور بود ولی برنامه ریزی شده که نشان میداد در تمرینات روی این مسائل کار کرده اند… شما چطور؟ سیستم تیم شما چیست؟ شمایی که دروازه بان تیم هایتان کلی از وقت بازی را میکشند سیستم تیمتان چیست؟

آقای مایلی کهن، شما سرمربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران هستید… هرکدام از این کلمات برای ما مقدس است… چرا شما تماشاگران ایرانی را با قماربازان انگلیسی مقایسه میکنید؟ چرا با رفتارتان قصد دارید استقلالیها و هوادارانشان را با تنش روبرو نمایید؟ چرا؟

هنوزم به یاد دارم که در مسابقات مقدماتی جام جهانی ۹۸ فرانسه به پیروانی و مهدوی کیا (در پست غیر تخصصی اش) بازی میدادید فقط به خاطر اینکه زرینچه در ترکیب قرار نگیرد، زرینچه ای که آن زمان در اوج فوتبالش قرار داشت و از مهدوی کیا و پیروانی بسیار سرتر بود (به عنوان نمونه پاس گلش در جام جهانی) و یا از پاشازاده استفاده نمیکردید و بسیاری از این موارد… اما زمانی که تیمتان نتیجه نگرفت همین بازیکنان توسط ویرا به تیم ملی دعوت شدند و دیدید که تیم ملی در مقابل تیم استرالیا چه کرد و چگونه خاطره انگیز شد…

آقای مایلی کهن، شما اکنون سرمربی تیم کشورمان هستید… بسیار زشت است که علیه استقلالیها مصاحبه کنید در صورتی که این تیم و تیم پرسپولیس میتوانند ساختار تیم ملی را تشکیل بدهند.

آقای محمد مایلی کهن، شما دیگر سرمربی تیم ملی فوتبال ایران هستید، تیمی که در آسیا بسیار ابهت دارد و حریفان از نام آن وحشت… چرا در حالی که استقلال رکورد گلزنی در فوتبال ایران را شکسته است میگویید این تیم سیستم ندارد؟ امیدوارم از توهین هایی که به سرمربی تیم استقلال هم کردید و زمانی که او می خواست با شما دست بدهد (بعد از بازی استقلال و سایپا) و رویتان را برگرداندید بعدا پشیمان شوید و عذرخواهی نمایید ، همانطور که از علی دایی معذرت خواهی نمودید…

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

مارادونا سمبل همیشگی آرژانتین خواهد بود

همونطور که میدونید دیگو آرماندو مارادونا از طرف فدراسیون فوتبال آرژانتین به عنوان سرمربی تیم ملی این کشور برگزیده شده است…

مسلماً آرژانتین نباید به دیه گو مارادونا اجازه می داد سرمربی تیم ملی فوتبال این کشور شود. او در این پست مدتی طولانی دوام نخواهد آورد. او به اندازه کافی برای بیدار شدن از خواب و پایین آمدن از تخت مشکل دارد، چه برسد به اینکه بخواهد روز ۱۹ نوامبر یعنی شش روز دیگر روی نیمکت بنشیند و تیمش را در بازی اسکاتلند- آرژانتین هدایت کند. سیگاری چاق و معتاد سابق به کوکائین که مشکل قلبش مثل آدم های سالخورده شده است، تا جام جهانی آینده در این پست دوام نخواهد آورد. اما همه، آن نکته اصلی را فراموش می کنند. تیم ملی نماینده یک ملت است و هیچ کس در فوتبال به اندازه مارادونا نماد کشور و هوادارانش نیست. این بخشی از هوش اوست. در زیر صحنه هایی از زندگی او را مرور می کنیم؛ صحنه هایی که از دو فیلم آخری که درباره او ساخته شده استخراج شده اند، همین صحنه ها ثابت می کنند آرژانتین باید او را به خدمت بگیرد.

مکزیکوسیتی، ۱۹۸۶؛ بعد از اینکه دو گل افسانه یی او، انگلیس را از جام جهانی حذف کرد، مارادونا و هم تیمی هایش در رختکن نشسته بودند و با یکدیگر شوخی می کردند. خورخه والدانو او را اذیت می کند و می گوید؛ «در حالی که مارادونا شش بازیکن انگلیسی را دریبل می زد، کنارش حرکت می کردم و تقاضا می کردم توپ را به من پاس دهد. اما چرا مارادونا پاس نداد؟» مارادونا در جواب می گوید؛ «آره تو رو می دیدم و می خواستم بهت پاس بدم، اما انگلیسی ها پشت سر هم جلو می آمدند و یکدفعه همه شان رو جا گذاشتم و گل زدم.»

والدانو با تعجب می پرسد؛ «یعنی وقتی داشتی این گل رو می زدی، من رو هم می دیدی؟ رفیق، داری اذیتم می کنی. امکان نداره،» و همین جاست که صدای هکتور انریکه به گوش می رسد؛ «از گل تعریف کنید. اما بعد از آن پاسی که به او دادم، اگر توپ رو گل نمی کرد، خودم می کشتمش،» همه می خندند. مارادونا در ادامه به این نکته اشاره می کند که هکتور انریکه از نیمه خودشان توپ را به مارادونا پاس داده است. این شاخصه مارادونایی است. گرچه او فراتر از هم تیمی هایش قرار داشت اما همواره خودش را جزیی از تیم می دید. وقتی از والدانو پرسیدم آیا مارادونا را دوست دارد یا نه، در جواب گفت؛ «من عاشق مارادونا هستم. من اهل کشور مارادونا هستم.»

بوئنوس آیرس، ۲۰۰۴؛ مارادونا در آی سی یو خوابیده و قلبش دیگر جواب نمی دهد. ملت آرژانتین بیرون بیمارستان جمع شده اند. همه انتظارش را دارند که او جوانمرگ شود. قهرمانان آرژانتین این گونه می روند؛ اوا پرون، چه گوارا، کارلوس گاردل و رودریگوی خواننده، طبق سنت کاتولیک ها قهرمانان می میرند تا گناهان کشور پاک شود.

مارادونا هم مثل اویتا یک جورهایی قدیس آرژانتینی هاست. در فیلم «راه سن دیه گو» ساخته کارلوس سورین در سال ۲۰۰۶ یک چوب بر بیسواد، تصمیم می گیرد درختی بریده شده را در جنگل، سمبل مارادونایی خوشحال بنامد. او آن درخت را می تراشد تا مجسمه یی از مارادونا درست کند و آن را در سطح آرژانتین بچرخاند. بعضی از مردمی که او را می بینند، مسخره اش می کنند و به او می خندند. خنده آنها اشاره به این دارد که مجسمه هیچ شباهتی به مارادونا ندارد. اما خیلی ها هم جذب فضای معنوی آن می شوند. «سانتا مارادونا»؛ این را راننده یک کامیون می گوید. در فیلم مستند و جدید امیر کوستوریتسا «مارادونا ساخته کوستوریتسا» مردی که دنبال او هر جایی که می رود، می روند، طوری با او رفتار می کنند که انگار او سمبلی کاتولیک است و همه به دنبال او راهپیمایی می کنند. این راهپیمایی مردم به دنبال چهره شان خسته کننده است، اما مارادونا قواعد بازی را می داند. در مصاحبه با کوستوریتسا، مارادونا پیراهنی گشاد به تن دارد که صلیبی نقره یی روی آن حک شده. او در این مصاحبه توضیح می دهد که چطور خدا او را از آی سی یو نجات داده است.

قطر، ۲۰۰۵؛ مارادونا و پله در افتتاحیه مراسمی حضور پیدا کرده اند. بعدها جیمز مونتگ در کتاب جدیدش تحت عنوان «وقتی جمعه می رسد»، می نویسد مردم قطر به سمت صحنه هجوم می آورند. همه پله را نادیده می گیرند. مونتگ می نویسد؛ «تنها چیزی که می دیدم ازدحام جمعیت بود. آن وسط موهای مدل آفریقایی و شانه نکرده دیه گو را می شد دید که در خیل عظیمی از هواداران عاشق گم شده بود.» آگوستین پیچوت کاپیتان سابق تیم ملی راگبی آرژانتین توضیح می دهد که مردم عاشق مارادونا هستند چون او «خاص» است. همه حس می کنیم او را می شناسیم. او هم مثل ما اشتباه می کند. بخشی از این اشتباهات به این خاطر است که مارادونا «شبیه» آدم های عادی است. هیچ وقت هیچ ورزشکار فوق العاده یی نمی تواند کمتر از خودش جلوه کند. در فیلم سورین که در محله های فقیرنشین آرژانتین تولید شده است، مردم آرژانتین را با صورت های چروک خورده و سوار بر اتوبوس های درب و داغان می بینیم. یک زن ولگرد، یک فروشنده نابینای بلیت های لاتاری و خیلی های دیگر که خودشان را در قامت یک کوتوله یی می بینند که پیش از این در محله های کثیف زندگی می کرد؛ مارادونا، ارتباط آنها با حوزه شکوه است.

آلمان، جام جهانی ۲۰۰۶؛ مارادونا در جام جهانی در شکل یک هوادار ظاهر شد. او با پیراهن تیم ملی آرژانتین در جایگاه های ویژه می نشست و مثل دیگر هواداران آرژانتین با ریتم از این طرف به آن طرف می پرید. پله یا فرانتس بکن باوئر نمی توانند این کار را انجام دهند. اما مارادونا کالبد آرژانتین بود.

سینماها، ۲۰۰۸؛ فیلم کوستوریتسا نشان دهنده فیدل کاسترو، هوگو چاوس و امیر کوستوریتسا بود. اما این فیلم واقعیاتی از مارادونا و آرژانتین را به تصویر می کشد؛ بازیکن فوتبالی که ناراحتی های کشورش را جبران کرد. این فیلم تصویری کارتونی از گل مارادونا مقابل انگلیس را به تصویر می کشد که در آن با توپ مارگارت تاچر را دریبل می کند (تاچر خودش سرش را به خاطر این اتفاق می برد،) از سر ملکه الیزابت که مثل توپ، چاق جلوه داده شده، تونی بلر که روی سرش شاخ گذاشته اند و قوزک پای مارادونا را گاز می گیرد، رد می شود. بلر بعد از گاز گرفتن پای مارادونا روی زمین می افتد. حتی جرج بوش پسر هم با هفت تیرکشی نمی تواند جلوی او را بگیرد.

کوستوریتسا این گل را «یکی از معدود صحنه هایی می داند که کشوری با بدهی فراوان مقابل یکی از قدرت های دنیا پیروز می شود». این مسلماً برای انگلیس بیش از اندازه افتخار است. اما برای مارادونا و بسیاری از آرژانتینی ها حس همین گل را دارد. اگر می خواهید بفهمید چرا امریکای جنوبی چپ گرا است، به مارادونا نگاه کنید. او خشم و بیزاری چاوسی را به تصویر می کشد.در آخرین صحنه فیلم کوستوریتسا، دو موزیسین آرژانتینی کنار خیابان یک آهنگ فولکلور می خوانند؛«اگر من مارادونا بودم…» یک دفعه مارادونا جلوی آنها می ایستد و اشک می ریزد. او می داند هوادارانش چه احساسی دارند. او خودش است. تیم ملی آرژانتین همیشه متعلق به او است.

به نقل از روزنامه اعتماد

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

برداشت شما از این عکس چیست؟

در عکس زیر چه میبینید؟

چه اتفاقی روی داده است؟

اصلا برداشت آزاد شما از این عکس چیست؟

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

بزرگترین شناگر دنیا و کار با کامپیوتر در کف استخر

مایکل فیلپس، بزرگترین ورزشکار تاریخ المپیک، این روزها بدجوری دارد در عرض سیر می کند. کوچکترین اطلاعاتی از او سوژه بزرگترین رسانه های دنیاست. حال فرض کنید اگر او بخواهد یک کار خارق العاده انجام دهد چه می شود!

دیروز یکی از وبلاگهای تابعه cnn شروع به انتشار عکسهایی از مایکل فیلپس کرد که او را در حال نشان دادن کار با کامپیوترش نشان می داد. نکته اینجا بود که این اتفاق در کف استخر دانشگاه دولتی میشیگان، محل تحصیل مایکل اتفاق افتاد!

برای دیدن عکسها به ادامه مطلب مراجعه نمایید…

ادامه مطلب را بخوانید »

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

قضاوت مسعود مرادی در المپیک

مسعود مرادى، داور کشورمان در مرحله یک چهارم نهایى مسابقات فوتبال بازیهاى المپیک ۲۰۰۸ پکن دیدار نیجریه – ساحل عاج را قضاوت خواهد کرد. مرادى که در مرحله مقدماتى مسابقات فوتبال بازیهاى المپیک ۲۰۰۸ پکن بازى نیجریه – ژاپن را قضاوت کرده است، از سوى مسئولان برگزارى این رقابت ها به عنوان داور بازى نیجریه – ساحل عاج انتخاب شد. این بازى در مرحله یک چهارم نهایى مسابقات فوتبال بازى هاى المپیک ۲۰۰۸ پکن عصر امروز در ورزشگاه کین هوانگ دائو برگزار خواهد شد. مرادى را در امر قضاوت بازى نیجریه – ساحل عاج، رضا سخندان از ایران و لویى صبحى از عراق همراهى خواهند کرد.

به نقل از: شبکه ورزش ایران

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

پشت پرده خداحافظی اجباری حسین رضازاده

حسین رضازاده از سال ۲۰۰۶ به بعد در هیچ رقابت ورزشی شرکت نکرد. او حتی در مسابقات آسیایی به خاطر حضور بهتر در المپیک حضور نیافت تا کمتر از ۳ هفته مانده به المپیک و آن هم بنا به دلایلی نه چندان قانع کننده و پراکنده گویی مسئولین از دنیای وزنه برداری خداحافظی کند.

۱۴ بهمن ۱۳۸۴ / رضازاده: … مصدومیتم از ناحیه زانو سبب شده از فشار تمریناتم بکاهم. البته این مصدومیت جدی نیست. ( تنها مصدومیتی که رضازاده خود در گذشته به آن اشاره کرده است)
۳۱ تیر ۱۳۸۷ ( دو روز قبل از کناره گیری) زارع مجد سرمربی تیم ملی وزنه برداری: …اما، باید باور کنیم که هر سالی که از عمر انسان می‌گذرد قدرت جسمانی هم فرق می‌کند. نباید از رضازاده امروز همان انتظار رضازاده المپیک سیدنی را داشته باشیم. اگر او امروز نسبت به قبل افت کرده، طبیعی است.

ادامه مطلب را بخوانید »

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

آدرس سایتهای روزنامه های ورزشی

چندوقت مطلبی داشتم به عنوان فهرست خبرگزاری های ایرانی ، گفتیم چندتا از آدرسهای اینترنتی سایتهای روزنامه های ورزشی را معرفی کنم:

البرز ورزشی – www.alborzsport.net
ایران ورزشی – www.iran-varzeshi.com
پاس جوان – www.pasejavan.ir
جهان فوتبال – www.jahanefootball.ir
خبر ورزشی – www.khabars.net
مجله اینترنتی ورزش – www.netsport-magazine.com
نود – www.navad.net

دوستان لطف کنند و آدرس سایتهایی را که جا گذاشتم در قسمت نظرات بنویسند، با تشکر

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

آدیداس ، پوما ، برادران آلمانی

وقتی به ورزش کردن فکر می کنید،حتماً به یاد وسایل ورزشی و نامهای تجاری معروف می افتید و ناگفته پیداست که نامهای آدیداس و پوما پیش از سایر نامها بر ذهنتان سنگینی می کند.کمتر کسی است که بداند این دو نام از یک خانواده برخاسته اند! و صاحبان این دو غول تولیدات ورزشی دو برادر آلمانی از منطقه معروف باواریا در آلمان بودند…

در ۱۹۲۰ میلادی Adolf (Adi) Dassler برادر بزرگتر که یکی از شیفتگان ورزش بود و همه اوقاتش را به طراحی کفشهای ورزشی در یک کارگاه می گذراند و برادر دیگرش Rudolf Dassler که یک فروشنده بود ، یک کسب و کار کوچک مبتنی بر تولید کفشهای ورزشی دست دوز را در ناحیه ای تحت قیمومیت باواریا (The Bavarian enclave of Herzogenaurach)پایه گذاری کردند.

با رشد کردن کسب و کار معلوم شد که دو برادر در همه چیز اختلاف نظر دارند! و در اواسط دهه ۱۹۴۰ میلادی، Rudolf به قهر شرکت را ترک کرد و فروشگاهی را در امتداد رودخانه به تنهایی تاسیس کرد در حالیکه Adi در کارگاه باقی ماند و از این نقطه به بعد نام تجاری خودش را با نام Adidas پرآوازه کرد و در ۱۹۴۸ رودلف محصول خودش را با نام تجاری Puma به ثبت رسانید.

توضیح: حتماً می دانید که از دهه ۴۰ شمسی به بعد،بسیاری از کالاهای مصرفی غربی در بازار ایران جایگاه ویژه ای پیدا کردند، نامهایی که بعضی اوقات به جای اصل فرآورده یا کالا عمومیت پیدا کردند!، تاید به جای پودر رختشویی، وایتکس به جای آب ژاول، سامسونیت به جای کیف حمل مدارک و حتی آدیداس در لفظ بعضی به جای کفش ورزشی!!!

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin