شعر بسیار زیبایی رو در وبلاگ یکی از دوستانم دیدم، من که خیلی از این شعر لذت بردم، پیشنهاد می کنم بخوانید:
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقتیست که هر شب به تو می اندیشم
به تو ، آری به تو ، یعنی به همان منظر دور
به همان سبز ملین ، به همان باغ بلور
به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری
که سراغش ز غزلهای خودم می گیری
به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو
به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو
به نفسهای تو در سایه سنگین سکوت
به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت
شبحی چند شبی آفت جانم شده است
اول نام کسی ورد زبانم شده است
در من انگار یکی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است
یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگیش
می شود یک شبه پی برد به دلدادگیش
یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش
میتوان پل زد از احساس خدا تا دل خویش
آه ای خواب گرانسنگ سبکبار شده
تو که بر روح من افتاده و آوار شده
آه ای بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست
راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست ؟
اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست
پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست ؟
آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود
اینک از پشت دل آینه پیدا شده است
خود تماشا گه این خیل تماشا شده است
آن الفبای دبستانی دلخواه ؛ تویی
عشق من ، آن شبح شاد شبانگاه ؛ تویی
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگیست ، به انکار مکوش
شاعر: بهروز یاسمی
درست است که بهروز یاسمی قبل از آن هم شعرهای خوبی می سرود اما “آنی” که در این اثر وجود داشت باعث ماندگاری آن شد .
البته به قول خود او “این شعر کاملا خصوصی بوده” و … اصلا از زبان خودش : “از سرودن این شعر دوازده سال و یک ماه و ده روز می گذرد، صادقانه می گویم که اگر این شعر توسط دوستان نزدیکم لو نرفته بود و در دهن عام نیفتاده بود – غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد – محال بود جایی بخوانمش یا چاپش کنم حتی در نسخه دستنویس کتاب همان گناه همیشه که آذر ماه سال بعد چاپ شد نبود و به اصرار دوستان در آخرین مراحل حروفچینی به متن کتاب اضافه شد به چند دلیل: ۱- این شعر در حوزه شعرهای خصوصی دسته بندی می شد لااقل به زعم من (البته با بیت هایی که بعد حذف شدند) ۲- از نظر خودم این مثنوی چیزی اضافه بر غزل های عاشقانه ای که کنار گذاشته بودم نداشت سهل است به دلیل تنوع قافیه ساده تر و راحت تر سروده شده بود …”
البته بهروز یاسمی یک نظر بلند پروازانه در مورد مثنوی خودش هم دارد: “بعد از خسرو شیرین نظامی – اگر از آن مثنوی پنج بیتی اخوان بگذریم- مثنوی عاشقانه محض ندیده بودم تا کنون نیز ندیده ام “