Wordpress Themes

خواب

این متن رو به خاطر سالگرد یکی از دوستان عزیزم نوشتم و توی سایت قرار داده ام، روحش شاد

خوابیدی بدون لالائی و قصه
بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه

دیگه کابوس زمستون نمی بینی
توی خواب گلهای حسرت نمی چینی

دیگه خورشید چهره تو نمی سوزونه
جای سیلی های باد روش نمی مونه

دیگه بیدار نمی شی با نگرونی
یا با تردید که بری یا که بمونی

رفتی و آدمکها رو جا گذاشتی
قانون جنگل و زیر پا گذاشتی

اینجا قهرن سینه ها با مهربونی
تو تو جنگل نمی تونستی بمونی

دلتو بردی با خود به جای دیگه
اونجا که خدا برات لالائی میگه

میدونم میبینمت یه روز دوباره
توی دنیایی که آدمک نداره

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

شعری خصوصی که لو رفت!

شعر بسیار زیبایی رو در وبلاگ یکی از دوستانم دیدم، من که خیلی از این شعر لذت بردم، پیشنهاد می کنم بخوانید:

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقتیست که هر شب  به تو می اندیشم

به تو ، آری به تو ، یعنی به همان منظر دور
به همان سبز ملین ، به همان باغ بلور

به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری
که سراغش ز غزلهای خودم می گیری

به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو
به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو

به نفسهای تو در سایه سنگین سکوت
به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت

شبحی چند شبی آفت جانم شده است
اول نام کسی ورد زبانم شده است

در من انگار یکی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است

یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگیش
می شود یک شبه پی برد به دلدادگیش

یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش
میتوان پل زد از احساس خدا تا دل خویش

آه ای خواب گرانسنگ سبکبار شده
تو که بر روح من افتاده و آوار شده

آه ای بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست
راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست ؟

اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست
پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست ؟

آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود

اینک از پشت دل آینه پیدا شده است
خود تماشا گه این خیل تماشا شده است

آن الفبای دبستانی دلخواه ؛ تویی
عشق من ، آن شبح شاد شبانگاه ؛ تویی

حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگیست ، به انکار مکوش

شاعر: بهروز یاسمی

درست است که بهروز یاسمی قبل از آن هم شعرهای خوبی می سرود اما “آنی” که در این اثر وجود داشت باعث ماندگاری آن شد .

البته به قول خود او “این شعر کاملا خصوصی بوده” و … اصلا از زبان خودش : “از سرودن این شعر دوازده سال و یک ماه و ده روز می گذرد، صادقانه می گویم که اگر این شعر توسط دوستان نزدیکم لو نرفته بود و در دهن عام نیفتاده بود – غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد – محال بود جایی بخوانمش یا چاپش کنم حتی در نسخه دستنویس کتاب همان گناه همیشه که آذر ماه سال بعد چاپ شد نبود و به اصرار دوستان در آخرین مراحل حروفچینی به متن کتاب اضافه شد به چند دلیل: ۱- این شعر در حوزه شعرهای خصوصی دسته بندی می شد لااقل به زعم من (البته با بیت هایی که بعد حذف شدند) ۲- از نظر خودم این مثنوی چیزی اضافه بر غزل های عاشقانه ای که کنار گذاشته بودم نداشت سهل است به دلیل تنوع قافیه ساده تر و راحت تر سروده شده بود …”

البته بهروز یاسمی یک نظر بلند پروازانه در مورد مثنوی خودش هم دارد: “بعد از خسرو شیرین نظامی – اگر از آن مثنوی پنج بیتی اخوان بگذریم- مثنوی عاشقانه محض ندیده بودم تا کنون نیز ندیده ام “

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

دعوای حافظ و صائب و شهریار!

دعوایی که بین حافظ و صائب و شهریار بر سر “آن ترک شیرازی” اتفاق افتاده:

به قول حضرت حافظ:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم سمرقند و بخارا را

و صائب در جواب می گوید:
هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم سر و دست و تن و پا را

و شهریار در جواب می گوید:
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم تمام روح و اجزا را

و دوستی گوید:
هر آن کس چیز می بخشد، به زعم خویش می بخشد
یکی شهر و یکی جسم و یکی هم روح و اجزا را
کسی چون من ندارد هیچ در دنیا و در عقبا
نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا را

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

منو ببخش که ندیده میگرفتم التماس اون نگاه نگرونو

این شعرو فقط واسه اینکه دوست دارم نوشتم و نه هیچ چیز دیگه ای!
ناصر عبدالهی یکی از خواننده های محبوب ما بوده و خواهد بود و ما همیشه یادش را زنده نگه خواهید داشت…

منو ببخش…
که ندیده میگرفتم التماس اون نگاه نگرونو…

منو ببخش…
که گرفتم جای دست عاشق تو دست عشق دیگرونو…

لایق عشق بزرگ تو نبودم خورشید بانو
غافل ار معجزه ی عشق از تو بودم اسیر جادو

منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم
منو بخشیدی و من چشمامو بستم

منو ببخش منو ببخش…
منو ببخش منو ببخش…

تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم
که نیاوردی به روم هر جا دلت را میشکستم

منو ببخش منو ببخش…
منو ببخش منو ببخش…

منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم
منو بخشیدی و من چشمامو بستم

منو ببخش منو ببخش…
منو ببخش منو ببخش…

روحش شاد، خیلی دوستش دارم، تا همیشه…

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

چنان بیگانه ای حتی که نامم را نمیدانی

زبانم را نمی فهمی، تو خطم را نمی خوانی
چنان بیگانه ای حتی، که نامم را نمی دانی

تو آنقدر گیج و گنگی، در پلیدی های این غربت
که بیداری و قلب عاشق ما را نمی بینی

دل تو رفته در خواب و خیالت مست این رویا
سراسیمه رهایی در پی ِ پس کوچه های سرد این دنیا

نگاه خسته ی ما را نمی بینی، شتاب ثانیه ها را نمی بینی
امید و آرزوهای ز هم بگسسته ی فردای دنیا را نمی بینی

من از بیگانگی های عجیب و پوچ این ملت ندارم انتظاری
از این ماتم که همچون من تو هم غربت نشینی و زبانم را نمی فهمی

چنان بیگانه ای حتی که نامم را نمی دانی…! نمیدانی…

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

جرم من چیست؟

جرم من چیست که شیدای نگاهت شده ام
آن قدر واله که انگشت نمایت شده ام

جرم من چیست که در کلبه تنهایی خویش
زاهد گوشه محراب لبانت شده ام

آخر ای اختر تابنده به دامان سپهر
جرم من چیست که رسوای زمانت شده ام

آمدی ساده نشستی به گلیم دل من
جرم من چیست که معشوق نوازت شده ام

ای که از شور جوانی خودت سرمستی
ساغری نوش که ساقی شرابت شده ام

آمدی ساده نشستی و چو طوفان رفتی
هیچ انگار ندیدی که خرابت شده ام

رفتی و بی خبر از خویش نمودی ما را
لحظه ای چند نظر کن نگرانت شده ام

ای که از حال دل من خبری نیست تو را
با خبر باش که من چشم به راهت شده ام

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

ماه عسل محسن یگانه

من و درگیر خودت کن
تا جهانم زیر و رو شه
تا سکوت هر شب من
با هجومت رو به رو شه

بی هوا بدون مقصد
سمت طوفان تو میرم
من و درگیر خودت کن
تا که آرامش بگیرم

با خیال تو هنوزم
مثل هرروز و همیشه
هر شب حافظه من
پر تصویر تو میشه

با من غریبگی نکن
با من که درگیر توام
چشماتو از من بر ندار
من مات تصویر توام

با من غریبگی نکن
با من که درگیر توام
چشماتو از من بر ندار
من مات تصویر توام

تو همینجایی همیشه
با تو شب شکل یه رویاست
آخرین نقطه دنیا
تو جهان من همینجاست

تو همینجایی و هر روز
من به تنهایی دچارم
من و نزدیک خودم کن
تا تو رو یادم بیارم

با خیال تو هنوزم
مثل هر روز و همیشه
هر شب حافظه من
پر تصویر تو میشه

با من غریبگی نکن
با من که درگیر توام
چشماتو از من بر ندار
من مات تصویر توام

با من غریبگی نکن
با من که درگیر توام
چشماتو از من بر ندار
من مات تصویر توام

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

ویلون‌نوازی در مترو

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند.

سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.

یک دقیقه بعد، ویلون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.

چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد،
کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلون‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.

در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویلون‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون‌زن شد. وقتیکه ویلون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.

هیچکس نمی‌دانست که این ویلون‌زن همان (جاشوا بل ) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.

جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن‌پست ترتیب داده شده بود، و بخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت ‌های مردم بود.

نتیجه: آیا ما در شرایط معمولی وساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظه‌ای برای قدر‌دانی از آن توقف می‌کنیم؟ آیا نبوغ وشگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم؟

یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد:
اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

برو یادت رو ببر

اگه میری و دلم تنها میشه
چشام از گریه مثل دریا میشه
اگه خورشید میمیره تو آسمون
اگه غم بارون این ابرا میشه
برو یادت رو ببر
برو یادت رو ببر
قاصدکها رو بگو نیارن از تو خبر
خاطراتتو ببر وقتی میری
بذار تنهایمو باور بکنم
با خودت ببر صدای خندتو
بذار من با گریه هام سر بکنم
روز رفتن همه عکساتو ببر
همه نامه ها و حرفاتو ببر
اگه اون غریبه دنیای تو شد
برو و تمام دنیات رو ببر
برو و تمام دنیات رو ببر
برو یادت رو ببر
برو یادت رو ببر
قاصدکها رو بگو نیارن از تو خبر
همه احساسمو کشتی اما
واسه گریه کردن اشکامو نبر
دیروز و امروزمو دادی به باد
لاقل امید فردامو نبر
برو یادت رو ببر
برو یادت رو ببر
قاصدکها رو بگو نیارن از تو خبر…

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

آخه مگه فرشته هم بده؟

این یکی دو هفته دوتا ترانه واقعا تاثیرگذار شنیدم! یکش که ترانه شادمهر عقیلی بود به نام تقدیر که در پست قبلی نوشتمش و این یکی هم که محبوبترین خواننده از نظر من خوندتش به همراه کامران و هومن که شعرش هم مریم حیدرزاده سروده که تکمیل شده یکی دیگه از ترانه های قدیمی ابی هستش که میگه : نگاهتون پیش منه… حواستون جای دیگست… خیالتون با ما که نیست… پیش یه رسوای دیگست…

می گن دستای پاک تو
مهمون دستای دیگه است
می گن نگات پیش منه
اما دلت جای دیگه است

می گن دروغ بوده که تو
تا آخرش مال منی
چشمای رنگ عسلت
دنبال چشمای دیگه است

آخه مگه فرشته هم
رسم شکستن بلده
آدم می تونه بد باشه
مگه فرشته هم بده
آخه مگه فرشته هم
رسم شکستن بلده
آدم می تونه بد باشه
مگه فرشته هم،بده

آخه مگه فرشته هم
رسم شکستن بلده
آدم می تونه بد باشه
مگه فرشته هم،بده

با شب و مهتاب شنیدم
این روزا خلوت می کنی
می گن تو خواب و رویاهات
خورشید و دعوت می کنی

چرا دستای عاشقت
رنگ تابستون نمیشه
وقتی که نیستم اون چشات
خونه بارون نمیشه

میون راهت نکنه
قلبتو دادی به کسی
اون کیه که به جای من
شبا براش دلواپسی
تو اهل آسمونایی
اون آسمونای بلند
فرشته آرزوهام
به گریه های من نخند

آخه مگه فرشته هم
رسم شکستن بلده
آدم می تونه بد باشه
مگه فرشته هم،بده

آخه مگه فرشته هم
رسم شکستن بلده
آدم می تونه بد باشه
مگه فرشته هم،بده

می گن دستای پاک تو
مهمون دستای دیگه است
می گن نگات پیش منه
اما دلت جای دیگه است
می گن دروغ بوده که تو
تا آخرش مال منی
چشمای رنگ عسلت
دنبال چشمای دیگه است

میون راهت نکنه
قلبتو دادی به کسی
اون کیه که به جای من
شبا براش دلواپسی

تو اهل آسمونایی
اون آسمونای بلند
فرشته آرزوهام
به گریه های من نخند

آخه مگه فرشته هم
رسم شکستن بلده
آدم می تونه بد باشه
مگه فرشته هم،بده

آخه مگه فرشته هم
رسم شکستن بلده
آدم می تونه بد باشه
مگه فرشته هم،بده

آخه مگه فرشته هم
رسم شکستن بلده
آدم می تونه بد باشه
مگه فرشته هم،بده

آخه مگه فرشته هم
رسم شکستن بلده
آدم می تونه بد باشه
مگه فرشته هم،بده

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin