Wordpress Themes

وقتی الکی پررو بازی در میاری!

یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار!

مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟

کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی! چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار!

مهموندار میگه : چرا این کارو کردی؟

کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی !

بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره، خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه …

مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن قهوه رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟

خرسه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!

اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که بندازنش بیرون خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه!!!

کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه مجبوری پررو بازی دربیاری!!!

نتیجه گیری: پررو بازی در نیارید!

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

زن‌ ها از مردها چه‌ می‌ خواهند؟

لیست اصلی در سن ۲۵ سالگی :
۱- خوش قیافه باشه… ۲- جذاب باشه… ۳- موقعیت شغلی خوبی داشته باشه… ۴- شنونده ی خوبی باشه… ۵- شوخ و بذله گو باشه… ۶- قامت برازنده ای داشته باشه… ۷- خوش لباس باشه… ۸- قدرشناس باشه… ۹- توی ذهنش اندیشه های شگفت آور داشته باشه… ۱۰- عاشق خوبی باشه و اهل خیالپردازی باشه…

لیست بازنویسی شده در سن ۳۵ سالگی :
۱- قیافه ش بد نباشه! (اولویت با کسانی که دچار کچلی یا کم مویی نیستن!)… ۲- در ماشین رو برای خانم باز کنه و صندلی رو برای خانم از پشت میز عقب بکشه…! ۳- به قدر کافی برای خوردن یک شام گرون قیمت رستوران پول داشته باشه…! ۴- بیش تر از اونچه حرف می زنه ، گوش کنه…! ۵- به لطیفه های خانم بخنده…! ۶- راحت بتونه ساکهای سنگین مواد خوراکی رو حمل کنه…! ۷- حداقل یه کراوات داشته باشه…! ۸- در قبال خوردن یه غذای خوب خونگی تشکر کنه…! ۹- تاریخ تولد خانم و سالروز ازدواج رو به خاطر داشته باشه…! ۱۰- حداقل یه بار در هفته حرفهای عاشقانه بزنه…!

لیست بازنویسی شده در سن ۴۵ سالگی :
۱- خیلی زشت نباشه…! ۲- قبل از اومدن خانم ، با ماشین به راه نیفته…! ۳- یه کار ثابت داشته باشه و بتونه حداقل یه بار در سال خرج شام رستوران رو بپردازه…! ۴- وقتی خانم حرف می زنه بتونه سرش رو تکون بده…! ۵- لطیفه های کهنه و قدیمی رو به خاطر داشته باشه…! ۶- به قدر کافی توانایی داشته باشه تا بتونه توی جابه جا کردن مبلمان کمک کنه…! ۷- پیراهنی بپوشه که برآمدگی شکمش رو بپوشونه…! ۸- شیشه آبلیمویی رو که نوار اطمینان درش باز شده ، تشخیص بده و اون رو نخره…! ۹- به خاطر داشته باشه که در محافظ توالت فرنگی رو قبل از خروج سر جاش بذاره…! ۱۰- آخر هر هفته صورتش رو اصلاح کنه…!

…در سن ۵۵ سالگی :
۱- موهای گوش و بینی ش رو کوتاه کنه…! ۲- توی اماکن عمومی خرخر نکنه…! ۳- خیلی زیاد پول قرض نگیره…! ۴- وقتی خانم ابراز محبت می کنه ، خوابش نبره…! ۵- لطیفه های تکراری رو هفته ای چند بار نگه…! ۶- ظاهرش به قدر کافی مناسب باشد که گاهی آخر هفته ها بشه باهاش به پیک نیک رفت و البته حال و حوصله ی بیرون رفتن رو داشته باشه…! ۷- کمتر جوراب لنگه به لنگه بپوشه…! ۸- در قبال خوردن یه شام حاضری تشکر کنه…! ۹- آدرس و شماره تلفن منزلش رو به خاطر داشته باشه…! ۱۰- چند هفته یه بار توی تعطیلات آخر هفته صورتش رو اصلاح کنه…!

…در سن ۶۵ سالگی :
۱- از بچه های کوچیک نترسه…! ۲- به خاطر داشته باشه که حمام خونه کجاست…! ۳- برای منظم و با قاعده بودنش ، نیاز به خرج کردن پول زیادی نباشه…! ۴- فقط موقع خواب آروم خرخر کنه…! ۵- به خاطر داشته باشه که چرا می خنده…! ۶- اونقدر توانایی داشته باشه که بدون کمک بتونه بایسته…! ۷- معمولا” بتونه بعضی از لباسهاش رو بدون کمک دیگرون بپوشه…! ۸- غذاهای سبک رو دوست داشته باشه…! ۹- به یاد بیاره که دندونهای مصنوعی ش رو کجا گذاشته …! ۱۰- به خاطر داشته باشه که کی آخر هفته س…!

… در سن ۷۵ سالگی :
۱- نفس بکشه…! ۲- کنترل…… خودش رو از دست نداده باشه…! ۳- همین

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

دوست دختر مشترک!

چهار تا دوست که بیست سال بود همدیگه رو ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می بینند شروع می کنن در مورد زندگی هاشون برای همدیگه تعریف کنن …
بعد از مدتی یکی از اونا بلند میشه میره دستشویی. سه تای دیگه صحبت رو می کشونن به تعریف از فرزنداشون :

اولی :
پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی یه کار عالی وارد شد و خیلی سریع پیشرفت کرد.پسرم درس اقتصاد خوند و توی یه شرکت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سریع بالا رفت . و حالا شده معاون رئیس و اونقدر پولدار شده که حتی برای تولد دوستش یه مرسدس بنز بهش هدیه داد .!!!!

دومی :
جالبه. پسر من هم مایه ی افتخار و سرافرازی منه. توی یه شرکت هواپیمایی مشغول به کار شد و بعد دوره ی خلبانی رو گذروند . و سهامدار شرکت شد و الان اکثر سهام اون شرکت رو تصاحب کرده. پسرم اونقدر پولدار شد که برای صمیمیترین دوستش یه هواپیمای خصوصیبهش هدیه داد !!!

سومی :
خیلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده … . اون توی بهترین دانشگاه های جهان درس خوند و یه مهندس فوق العاده شد. الان یه شرکت ساختمانی بزرگ برای خودش تاسیس کرده و میلیونر شده. پسرم اونقدر وضعشخوب شده که برای تولد بهترین دوستش یه ویلای ۳۰۰۰ متری بهش هدیه داد !!!

هر سه تا داشتن به همدیگه تبریک میگفتند که دوست چهارم برگشتسر میز و پرسید این تبریکات به خاطر چیه !!؟؟

سه تای دیگه گفتند : ما در مورد پسر هامون که باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت کردیم.

راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعریف کنی؟!

چهارمی گفت : دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توی یه کلوپ مخصوص کار میکنه!

سه تای دیگه گفتند : اوه مایه ی خجالته. چه افتضاحی!!!

دوست چهارم گفت : نه! من ازش ناراضی نیستم. اون دختر منه و منم دوستش دارم. در ضمن زندگی بدی هم نداره.

اتفاقا همین دو هفته ی پیش به مناسبت تولدش از سه تا از صمیمیترین دوست پسراش ،یه مرسدس بنز و یه هواپیمای خصوصی و یه ویلای ۳۰۰۰ متری هدیه گرفت!!!

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

لذت مرد بودن!

اگر مرد باشید این خصوصیات و برتری ها را نسبت به خانما خواهید داشت:

۱- در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید!

۲- میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه!

۳- از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید!

۴- مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است!

۵- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه!

۶- در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید!

۷- هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!

۸- لازم نیست از ۱۸ سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما می­آد!

۹- فقط شما میتونید برید استادیوم!

۱۰- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید!

۱۱- لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید!

۱۲- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید!

۱۳- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید!

۱۴- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید!

۱۵- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره!

۱۶- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید

۱۷- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با CG رو تجربه کنید!

۱۸- میتونید با خط ریشتون بیش از ۱۲۰۰۰ اثر هنری خلق کنید!

۱۹- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید

۲۰- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟

۲۱- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا!!!

۲۲- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید!

۲۳- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید!

۲۴- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید!

۲۵- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید!

۲۶- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید!

۲۷- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید!

۲۸- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید!

۲۹- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه!

۳۰- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید (البته این اتوبوس های BRT این قضیه رو خرابش کرد)!

۳۱- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید!

۳۲- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید!

۳۳- لباسهاتون ظرف ۴۸ ساعت دلتون رو نمیزنه!

۳۴- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون!

۳۵- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت ۶ بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید!

۳۶- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در ۳/۰ ثانیه بگذرانید!

۳۷- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک LCD لنز چشم داشته باشید (رنگهای LCD معمولا بالای ۱۶ میلیون میباشد)!

۳۸- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره!

۳۹- فقط شما میفهمید که یک ۲۰۶ اسپرت خفن چقدر زیباست!

۴۰- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید!

۴۱- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند!

۴۲- فرق CD رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید!

۴۳- با یک سرماخوردگی سه ماه در CCU بیمارستان بستری نخواهید شد!

۴۴- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید!

۴۵- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم (بس که محجوب هستند آخه)!

۴۶- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباشد!

۴۷- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید!

۴۸- بیش از ۶۰ درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟)!

۴۹- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟! (این یکی دیگه ته ویژگی بود)

۵۰- حق طلاق با شماست!

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

حکایت فرشته مرگ و زن میانسال!

خانم میانسالی سکته قلبی میکنه و اونو می برند به بیماستان…

زن که حالش بسیار بد شده بوده و داشته مرگ رو عملا جلوی چشمانش می دید فکر کرد که دیگه کارش تمامه اما بیکباره یک فرشته رو میبینه و ازش میپرسه: من کی میمیرم؟ فرشته: چهل سال و شش ماه و دوازده روز دیگه…!

خلاصه زن رو عمل میکنند و خوب می شه و از مرگ نجات پیدا میکنه…! زن که حالا به زندگی امیدوار شده بوده، تصمیم میگیره که بینی خودشو عمل کنه! پس از اون عمل لیپوساکشن انجام میده! و چند عمل زیبایی و غیره نیز انجام میده! حتی ابروهاش رو هم عمل میکنه…!

وقتی زن از بیماستان مرخص میشه و قصد عبور از خیابان رو داشته با یک آمبلانس تصادف میکنه و درجا کشته میشه…! همینطور که روحش داشته از جسمش خارج می شده فرشته رو میبینه! و بهش میگه: تو که گفتی من چهل سال دیگه زنده هستم؟! پس چرا منو از جلوی آمبولانس نکشیدی کنار؟!

فرشته پاسخ داد: ببخشید! وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت!!!

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

برنامه روزانه ملتهای مختلف!

پس از ساعتها تحقیق ، برنامه روزانه ملتهای مختلف به شرح زیر اعلام می شود :

امریکا: ۸ ساعت کار ، ۸ ساعت استراحت ، ۲ ساعت ماندن در ترافیک ، ۲ ساعت تفریح ناسالم ، ۲ ساعت تماشای تلویزیون ، ۲ ساعت کار با اینترنت

فرانسه: ۸ ساعت کار ، ۶ ساعت استراحت ، ۲ ساعت قدم زدن در خیابان ، ۴ ساعت کتاب خواندن ، ۲ ساعت حرف زدن علیه تلویزیون ، ۲ ساعت خندیدن

ایتالیا: ۴ ساعت کار ، ۸ ساعت خواب ، ۴ ساعت غذا خوردن ، ۶ ساعت حرف زدن ، ۲ساعت خیابان گردی

آلمان: ۸ ساعت کار ، ۸ ساعت خواب ، ۲ ساعت اضافه کار ، ۲ ساعت تماشای مسابقات تلویزِیونی ، ۲ ساعت مطالعه ، ۲ ساعت فکر کردن به خودکشی

کوبا: ۸ ساعت کار ، ۸ ساعت تفریح ، ۴ ساعت خواب ، ۴ ساعت گوش کردن به سخنرانی کاسترو

عربستان سعودی: ۸ ساعت تفریح همراه با کار ، ۶ ساعت تفریح همراه با خرید در خیابان ، ۱۰ ساعت خواب

مصر: ۴ ساعت کار ، ۸ ساعت خواب ، ۸ ساعت کشیدن قلیان ، ۲ ساعت گوش کردن به ام کلثوم ، ۲ ساعت حرف زدن در مورد گذشته

هندوستان: ۸ ساعت جستجوی کار ، ۶ ساعت خواب ، ۶ ساعت تماشای فیلم ، ۲ ساعت جستجو برای محل خواب ، ۲ ساعت برای رد شدن از خیابان

پاکستان: ۴ ساعت کار غیر مجاز ، ۸ ساعت خواب در حین کودتا ، ۸ ساعت اعتراض علیه کودتا ، ۴ ساعت فرا ر از دست پلیس

ایران: ۸ ساعت خواب ، ۸ ساعت استراحت ، ۲ ساعت حرکت در ترافیک ، ۱ ساعت کار ،۳ ساعت بحث در مورد گذران اوقات فراغت ، ۲ ساعت بحث در مورد فوتبال

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

باز هم هوش ایرانی مقیم نیویورک!

همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت.

وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ ۵۰۰۰ دلار داره

کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره…

و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش راکه دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت و ماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد…

خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت ۵۰۰۰ دلار + ۱۵٫۸۶دلار کارمزد وام راپرداخت کرد.

کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت “  از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم ” و گفت ما چک کردیم و معلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که ۵۰۰۰ دلار از ما وام گرفتید؟!

ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت:  تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین ۲۵۰٫۰۰۰ دلاری رو برای ۲ هفته با اطمینان خاطر و با فقط ۱۵٫۸۶ دلار پارک کنم !!!!!!!!!

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

آبدارچی شرکت میکروسافت

مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد…

رئیس هیئت مدیره مصاحبهش کرد و تمیز کردن زمینش رو – به عنوان نمونه کار- دید و گفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیلتون رو بدین تا فرمهای مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنین و همینطور تاریخی که باید کار رو شروع کنین…

مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!» رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمیتونه داشته باشه.»

مرد در کمال نومیدی اونجا رو ترک کرد.نمیدونست با تنها ۱۰ دلاری که در جیبش داشت چه کار کنه.تصمیم گرفت به سوپرمارکتی بره و یک صندوق ۱۰ کیلویی گوجه فرنگی بخره. یعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگیها رو فروخت.در کمتر از دو ساعت، تونست سرمایهش رو دو برابر کنه. این عمل رو سه بار تکرار کرد و با ۶۰ دلار به خونه برگشت.مرد فهمید میتونه به این طریق زندگیش رو بگذرونه، و شروع کرد به این که هر روز زودتر بره و دیرتر برگرده خونه.در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر میشد.به زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون، و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت ….

پنج سال بعد، مرد دیگه یکی از بزرگترین خرده فروشان امریکاست. شروع کرد تا برای آیندهی خانوادهش برنامه ربزی کنه، و تصمیم گرفت بیمه عمر بگیره. به یه نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبت شون به نتیجه رسید، نماینده بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم.»

نماینده بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراتوری در شغل خودتون به وجود بیارین.. میتونین فکر کنین به کجاها میرسیدین اگه یه ایمیل هم داشتین؟»

… مرد برای مدتی فکر کرد و گفت: آره! احتمالاً میشدم یه آبدارچی در شرکت مایکروسافت!!!

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

داستان یک خبر خوش

روزی روبرت دوونسزو گلف باز بزرگ آرژانتینی، پس از بردن مسابقه و دریافت چک قهرمانی لبخند بر لب مقابل دوربین خبرنگاران وارد رختگن می شود تا آماده رفتن شود.

پس از ساعتی ، او داخل پارکینگ تک وتنها به طرف ماشینش می رفت که زنی به وی نزدیک می شود. زن پیروزیش را تبریک می گوید و سپس عاجزانه می افزاید که پسرش به خاطر ابتلا به بیماری سخت مشرف به مرگ است و او قادر به پرداخت حق ویزیت دکتر و هزینه بالای بیمارستان نیست.

دو ونسنزو تحت تاثیر حرفهای زن قرار گرفت و چک مسابقه را امضا نمود و در حالی که آن را توی دست زن می فشارد گفت : برای فرزندتان سلامتی و روزهای خوشی را آرزو می کنم.

یک هفته پس از این واقعه دوونسنزو در یک باشگاه روستایی مشغول صرف ناهار بود که یکی از مدیران عالیرتبه انجمن گلف بازان به میز او نزدیک می شود و می گوید : هفته گذشته چند نفر از بچه های مسئول پارکینگ به من اطلاع دادند که شما در آنجا پس از بردن مسابقه با زنی صحبت کرده اید . می خواستم به اطلاعتان برسانم که آن زن یک کلاهبردار است . او نه تنها بچه مریض و مشرف به موت ندارد ، بلکه ازدواج هم نکرده . او شما را فریب داده ، دوست عزیز…!

دو ونسزو می پرسد : منظورتان این است که مریضی یا مرگ هیچ بچه ای در میان نبوده است؟!

بله کاملا همینطور  است!

دو ونسزو می گوید : در این هفته ، این بهترین خبری است که شنیدم!!!

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

مصاحبه اختصاصی با علی دایی!

پنجشنبه شب برنامه نود مثل همیشه شامل نکات جالبی بود، از صحبتهای آخوندی گرفته تا بحثهای داوری و کتک زدن داور!

ولی یک قسمت که خبرنگار برنامه ۹۰ داشت با علی دائی سرمربی تیم ملی کشورمون مصاحبه می کرد خیلی جالب بود! وقتی می خواست سوال خودشو بپرسه گفت: “آقای دایی ، با عرض معذرت میخواستم بدونم تمرینات تیمتون چطور برگذار میشه؟” !!!!!

حتما از قدرت بیش از اندازه علی دایی در فدراسیون فوتبال ایران خبر دارید! ولی این قسمت خیلی جالب بود.

در همین راستا گزارشگر سایت چاره دات کام هم یک گزارش تخیلی با آقای علی دایی در کمپ تیمهای ملی انجام داده که در زیر می خوانید:

گزارشگر: با سلام و درود فراوان خدمت شما جناب آقای علی دایی سرور بنده حقیر، انشالله که شما و خانواده محترمتون خوب و خوش سلامت باشید!

علی دایی: منم خدمت شما و همه طرفداران فوتبال سلام میکنم.

گزارشگر: آقای دایی با عرض معذرت و پوزش میخواستم به طرفداران بیشمار خودتون!!! بگید که نظرتون در مورد تیم ملی سنگاپور چی هست؟

علی دایی: تیم سنگاپور یکی از قدرتهای آسیا و جهان! به شمار میره و بچه ها تمام تلاششونو میکنند که این تیمو توی آزادی شکست بدهند!

گزارشگر: آقای دایی روم به دیوار، روم به دیوار، البته قصد جسارت ندارم میخواستم بدونم تیم ملی کی با سنگاپور بازی داره!!!

علی دایی: بله، برنامه تیم ملی رو همه دنیا میدونند! اونوقت شما میاید از من بپرسید که تیم ملی رو ببرید توی حاشیه؟!

گزارشگر: نه آقای دایی بنده غلط بکنم، جون مادرم این سوالا رو روی کاغذ واسم نوشتند! حالا شما در شان خودتون نمیدونید که جواب بدید ما بهتون حق میدیم!!!

علی دایی: سوال بعدی لطفا!

گزارشگر: بنده جسارت نکرده باشم! این سوال طرفداران فوتباله! میشه بگید در مقابل سنگاپور از چه سیستمی استفاده خواهید کرد؟ اصلا تاکتیک تیمتون چی هست؟ البته جناب دایی شما سرور ما هستید! ولی شرمنده روم به دیوار، به خدا من نمیخواستم این سوال رو ازتون بپرسم!

علی دایی: اولا به قولی شما بیجا کردید از من سوالات غیر فنی پرسیدید، دوما شما و سایتتون قصد دارید تیم ملی رو ببرید توی حاشیه که آمار سایتتون بره بالا، سوما تاکتیک ما محرمانه هستش و من نمیتونم به شما بگم که بزنید توی سایتتون و همه دنیا تاکتیک مارو بفهمند!

گزارشگر: آقای دایی شما شخصیت جهانی دارید، شما بزرگ این فوتبالید، بزرگتر از شما توی این کشور نبوده و نخواهد بود، حتما هر چی شما بگید درسته، ما هیچوقت به خودمون اجازه جسارت به شخص شما نخواهیم داد، فقط میخواستم بدونم که چرا ایمان مبعلی رو به تیم ملی…

علی دایی با عصبانیت فراوان: آقای محترم، به قولی ما همش بهتون احترام میذاریم و جواب مصاحبتونو میدیم شما میخوای بچه های منو ببری توی حاشیه، اگه مقابل سنگاپور نتیجه نگرفتیم مقصر خود شما و روزنامه نگارا هستید، ایمان مبعلی نه فوتبال بلده بازی کنه و نه بلده شوت بزنه، حتی نمیدونه فرق بین پای راست و پای چپ چیه، من به جرات میگم توی ایران و توی پست آقای مبعلی حداقل ۲۰ نفر داریم که از ایشون بهتره، به قولی شما فکر کردید که به خاطر اون تکل معروفش من به تیم ملی دعوتش نمیکنم، نخیر آقا! مبعلی نه به سیستم تیم من میخوره! و نه اصلا فوتبالیسته!

گزارشگر: بله صد در صد حق با شماست! ، آقای دایی با عرض پوزش به عنوان آخرین سوال که البته میتونید جواب هم ندید! آیا تیم ملی به جام جهانی صعود میکنه! البته بنده جسارتی ندارم، حتی اگه تیم به جام جهانی صعود نکنه شما بر سر تیم ملی منت گذاشتید که سرمربی بودید، فقط میخواستم بدونم! میتونید جواب هم ندید!

علی دایی با نگاهی عصبانی: چرا شما انقدر انتضارتون از فوتبال ملی رفته بالا؟! من توی دورانی تیم رو تحویل گرفتم که بازیکن درست و حسابی توی ایران گیر نمیاد! توی ۱۰۰ سال گذشته هم ایران فقط ۳ بار رفته جام جهانی! حالا من که چند ماه هم نیست اومدم انتظار دارید سریع برید جام جهانی؟! ما همینکه توی مرحله مقدماتی جام جهانی حضور پیدا کردیم مشت محکمی بر دهان امریکا و انگلیسه! لازم نیست که حتما بریم جام جهانی!

گزارشگر: آقای دایی خواهشا من رو ببخشید که وقتتون رو گرفتم، از سر تقصیراتم بگذرید که ازتون سوال کردم…!

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin