خواب
این متن رو به خاطر سالگرد یکی از دوستان عزیزم نوشتم و توی سایت قرار داده ام، روحش شاد
خوابیدی بدون لالائی و قصه
بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه
دیگه کابوس زمستون نمی بینی
توی خواب گلهای حسرت نمی چینی
دیگه خورشید چهره تو نمی سوزونه
جای سیلی های باد روش نمی مونه
دیگه بیدار نمی شی با نگرونی
یا با تردید که بری یا که بمونی
رفتی و آدمکها رو جا گذاشتی
قانون جنگل و زیر پا گذاشتی
اینجا قهرن سینه ها با مهربونی
تو تو جنگل نمی تونستی بمونی
دلتو بردی با خود به جای دیگه
اونجا که خدا برات لالائی میگه
میدونم میبینمت یه روز دوباره
توی دنیایی که آدمک نداره
کلمات کلیدی: خوابیدی بدون لالائی و قصه, سالگرد, مرگ, موت, وفات —

۳۱ اردیبهشت ۸۸ @ ۱۰:۴۰ قبل از ظهر
وبلاگ جالبی داری من کنسرت کامل ۸۷ محسن یگانه در سالن همایش میلاد سالن نمایشگاه بین الملل دارم با کیفیت دی وی دی اگه خواستی بیا وبلاگ yeganehpishro.blogfa.com
شمارتو تو نظرات بزار
۴ مرداد ۸۸ @ ۷:۵۷ بعد از ظهر
…ازطرف فامیل پدر بزرگ تون زهرا دوست دارم همیشه و اهنگ هایت همیشه جاودان و ماندار است به امید یدار و اشنای بیشتر تقدیم به اقای جمشید مقدم